عکسهای بسیار زیبا از رییس جمهور محبوب من احمدی نژاد!!! این عکسها را جای دیگر ندیده اید لذا همین جا کلیک کنید !!!!

طنزهای خفن سیاسی پاتوق بچه مذهبی های ایرانیان - داستان غمناک مادر

طنزهای خفن سیاسی پاتوق بچه مذهبی های ایرانیان

داستان غمناک مادر :[عمومی , ]

به نام حق

چشم مادر

 

مادر من فقط یك چشم داشت 

 من از اون متنفر بودم ...

اون همیشه مایه خجالت من بود

 اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت

یك روز اومده بود  دم در مدرسه كه  منو به خونه ببره

 خیلی خجالت كشیدم .

 آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟

 روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد

و گفت مامان تو فقط یك چشم داره

فقط دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم . 

 كاش زمین دهن وا میكرد و منو ..
كاش مادرم  یه جوری گم و گور میشد...

روز بعد بهش گفتم

 اگه واقعا میخوای منو بخندونی و خوشحال كنی

چرا نمیمیری ؟

اون هیچ جوابی نداد....

دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم

سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم 

،اونجا ازدواج كردم ،

 واسه خودم خونه خریدم ،

 زن و بچه و زندگی...

 از زندگی ، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم

 تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من

 اون

 سالها منو ندیده بود

 و همینطور نوه ها شو

وقتی ایستاده بود دم در

  بچه ها به اون خندیدند

و من سرش داد كشیدم

 كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بیاد اینجا

  ، اونم  بی خبر

سرش داد زدم  :چطور جرات كردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟ 

گم شو از اینجا!

 همین حالا

اون به آرامی جواب داد :اوه  خیلی معذرت میخوام

 مثل اینكه آدرس رو عوضی اومدم

 و بعد فورا رفت و از نظر  ناپدید شد .

یك روز یك دعوت نامه اومد در خونه من

 برای شركت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه 

ولی من

 به همسرم به دروغ گفتم كه به یك سفر كاری میرم .

بعد از مراسم

 رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون 

 البته فقط از روی كنجكاوی

.همسایه ها گفتن كه اون مرده

اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود

 كه بدن به من

متن نامه این بود

ای عزیزترین پسرم

 من همیشه به فكر تو بوده ام

 منو ببخش كه به خونت  اومدم و بچه ها تو ترسوندم

خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا  

ولی من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بیام تورو ببینم

وقتی داشتی بزرگ میشدی

 از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم  

آخه میدونی ...

 وقتی تو خیلی كوچیك بودی

 تو یه تصادف

 یك چشمت رو از دست دادی

به عنوان یك مادر نمییتونستم تحمل كنم و ببینم

كه تو داری بزرگ میشی با یك چشم 

بنابراین مال خودم رو دادم به تو

برای من اقتخار بود كه پسرم میتونست با اون چشم  به جای من  دنیای جدید رو بطور كامل ببینه 

با همه عشق و علاقه من به تو، مادرت

 

طنزهای خفن سیاسی – پاتوق بسیجیان ایران هر روز به روز میشود. آماده تبادل لینك هستیم ! نظر هم یادتان نرود           islamic.mihanblog.com                                 

نوشته شده در یکشنبه 18 تیر 1385 و 09:07 ق.ظ توسط masood

ویرایش شده در - و -



مطالب قبلـــــــی ...
 باز گشت فرزاد حسنی به سیما با چهره ای متفاوت !!!... -
 تصاویری وحشتناک از برخورد وحشیانه نیروی انتظامی با زنان بد حجاب!!!... -
 طرح صلوات برای ظهور منجی عالم بشریت ... -
 رهبر انقلاب و کودکان شهدا... -
 عکسهای طنز سری 20... -
 رییس جمهور محبوب من احمدی نژاد!!! (گزارش تصویری بسیار جالب از رییس جمهور ؛ ببینید که ضرر نمیکنید!!!)... -
 سخنرانی صوتی هلالی در مورد کلیپ منتشر شده از او ِ‌ از همینجا دانلود کنید... -
 عکس علمای اسلام و عبد الرضا هلالی... -
 عکسهای طنز سری ۱۸... -
 بیانات حاج منصور ارضی در باریه هلالی و جریاتی که برای او پیش آمد ... -
 عکسهای طنز سری ۱۵... -
 عکسهای طنز سری ۱۴... -
 عکسهای طنز سری ۱۳... -
 عکسهای طنز سری ۱۲... -
 عکسهای طنز سری ۱۱... -
 عکسهای طنز سری ۱۰... -
 عکسهای طنز سری ۹... -
 عکسهای زیبا از اختتامیه المپیک ... -
 عکسهای بسیار زیبا از سدهای ایران... -
 عکسهای طنز سری ۸... -
 تصاویر بسیار جالب از المپیک ... -
 ظهور و صقوط پرویز مشرف!٬!!!... -
 عکسهای طنز سری ۷... -
 میلاد صاحب عصر و الزمان مبارک باد... -
 عکسهای طنز سری ۶... -
 رباعی های طنز... -
 عکسهای دیدار آیه الله هاشمی رفسنجانی از مترو تهران... -
 عکسهای طنز سری ۵... -
 عکسهای طنز سری ۴... -
 سه سال با احمدی نژاد... -


صفحــــــات ...